گرگ ایرانی با نام علمیCanis lupus pallipes بطور مشخص در ادبیات مردمی از جمله در اثر معروف ریچارد کیپلینگ با عنوان کتاب جنگل٬ توصیف شده است.زمانی پراکندگی آن از خاورمیانه تا سراسر آسیا گسترده بوده است.این حیوان زیبا ومنحصر بفرد با نامهای "گرگ آسیایی یا هندی نیز شناخته میشود.
گرگ ایرانی که زیر گونه ای از گرگ خاکستری است٬از خویشاوندانش در شمال اروپا وآمریکا کوچکتر است.ارتفاع ازشانه ۴۷ تا ۷۸ سانتیمتر و وزن آن ۲۵ تا ۳۲ کیلوگرم است.
خز کوتاه و روشن آن به همرنگ شدن واستتار او در مناطق نیمه بیابانی محل زیستش کمک میکند.پوشش زیرین بسیار کمش او را در آب وهوای گرم خاورمیانه خنک نگهمیدارد.
علیرغم تفاوتهای موجود بین گرگهای ایران همه آنها از سایر زیرگونه های گرگ خاکستری با داشتن اندازه کوچک بدن٬ پوشش بدن روشن٬ عادات شکار جانوران کوچک و این حقیقت که ظاهرا بندرت زوزه میکشند٬ مجزا میگردند.
گرگهای ایران طیف گسترده ای از پستانداران کوچک شامل : خرگوشهای صحرایی٬ مانگوس(خدنگ)٬ رتها(موشهای بزرگ)٬ سنجابها...و پرندگان لانه زمینی از جمله:کبک٬ بلدرچین٬ قرقاول و خروس کولی راشکار میکنند.
پراکندگی وگسترش: اساسا پراکندگی گونه Canis lupus pallipes از شبه جزیره هندوستان گسترده شده وشامل قسمتهایی از فلسطین٬ ایران٬ ترکیه وهندوستان است.تا قبل از دهه ۱۹۰۰هیچ آمارگیری دقیقی در مورد تعداد دقیق گرگهای خاورمیانه وجود نداشته است.گرچه٬محققان اطمینان دارندکه تعداد آنها در طول قرن اخیر کاهش چشمگیری داشته است.
بدلیل اینکه پراکندگی گرگ ایران شامل کشورهای متعددی است٬ تعیین تعداد گرگهای وحشی باقیمانده درطبیعت مشکل است.هندوستان زیستگاه ۴۰۰گرگ٬ فلسطین ۲۰۰تا۳۰۰و تعدادی حتی کمتر از این در ترکیه وایران پراکنده اند.جمعیتهای کوچکی از گرگ ایران هنوز در شبه قاره هندوستان باقی مانده است.
گرگهای ایرانی ساکن زیستگاههای متفاوتی هستند : از زمینهای لم یزرع بیابانی گرفته تا جنگلهای بوته ای غنی٬ درنتیجه تفاوتهای فیزیکی و رفتاری بسیاری در بین جمعیتهای گرگ ایرانی مشاهده میگردد.گرگهایی که در مناطق خشکتر وخشنتر زندگی میکنند سازگاریهای متعددی با محیط زیستشان دارند٬ ازجمله : اندازه کوچکتر بدن٬ شکار بصورت منفرد یا دوتایی٬ وعادت خوردن میوه های کاملا رسیده برای رفع تشنگی.
جمعیتهایی ازاین زیر گونه نیزکه در مناطق معتدلتر زندگی میکنند شکارهای بزرگتری در دسترس داشته در نتیجه برای شکار حیوانات بزرگتر در گروههای بزرگتری به شکار میروند.

کاهش جمعیت : علاوه بر اینکه شکار ودامگذاری نقش عمده ای در کاهش این زیر گونه بر عهده داشته است٬ عوامل بنیادی دیگری نیز از جمله کاهش شدید سطح زیستگاه٬ کاهش جمعیت شکار و افزایش جمعیتهای انسانی در زیستگاههای قدیمی گرگها نیز در کاهششان موثر بوده است.
امروزه گرگهای ایرانی باقیمانده برای فرار از جمعیتهای انسانی در حال گسترش به مناطق نا مساعدتر عقب نشینی کرده اند.جمعیت شکارهای موجود نیز بدلیل شکار بیرویه مردم محلی بشدت کاهش یافته است.بسیاری از گرگهای این مناطق برای نجات از گرسنگی و قحطی به زباله دانیها روی می آورند.بقیه نیز به شکار دامهای اهلی فراوانی که زیستگاه حیات وحش رااشغال کرده اند٬ می پردازند.
تا زمانی که گرگهای ایران مجبورند زیستگاه ومنابع غذاییشان را با روستائیان تقسیم کنند٬ از طرف اکثریت مردم محلی به دیده تهدید نگریسته میشوند.با وجودی که معمولا آنها را به خاطر حمله به احشام مقصر میشناسند٬ ضرری که معمولا گرگها را با آن متهم میکنند٬ توسط دسته های سگهای وحشی انجام میپذیرد.
احیای نسل گرگهای ایران : گرچه پراکندگی Canis lupus pallipes مرز کشورهای متعددی را پوشش میدهد ٬ این مسئله حفاظت بین المللی سایر زیر گونه های در حال کاهش گرگ را تحت تاثیر قرار نمیدهد.محققان دریافته اند که برای جلوگیری از انقراض این زیر گونه ها٬ آموزش وآگاهی دادن به روستائیان محلی و دامداران ضروری است.بسیاری از روستائیان در رویارویی با مسئله گرگها٬ بدلیل فقر٬ تنها نیازهای روزانه شان را مدنظر قرار داده و آسایش حیات وحش اغلب نادیده انگاشته میشود.
امروزه محققان بر روی راههای واقع بینانه تری برای نجات گرگها متمرکز شده اندونکته مهم این است که تلاشها برای نجات گرگ باید شامل کسب پذیرش گرگ از طرف مردم محلی باشدوروشهایی نیز برای کسب درآمد مالی برای مردم محلی و به نفع حیات وحش میتواند موفقیت آمیز باشد٬ از جمله کسب در آمد از اکوتوریسم.
.......................................................................................................................................
دکتر اسماعیل کهرم :
حقیقت آن است که گرگ همانگونه که از اولین ومهمترین اتهام خود(دریدن حضرت یوسف) تبرئه گردید ٬ از کلیه اتهامات دیگر مانند دشمن حیوانات و انسان و محیط زیست طبیعی و... نیز با پیشرفت علوم و انجام تحقیقات مفصل کاملا مبری شده و اهمیت خود را بعنوان متعادل کننده محیط زیست طبیعی به اثبای رسانده است. در نقاطی که دست جهل ونادانی انسان موجب کاهش شدید یا انقراض این جاندار گردیده٬چنان تعادل اکولوژیک مختل شد که ارزش گرگ بعنوان یک مبصر مقتدر در کلاس درهم وشلوغ در تامین نظم بلافاصله مشخص گردید....صفت وفاداری که در سگها مشاهده می شود ابتدا در گرگها دیده شد٬ دید و شامه بسیار قوی و بالاخره توانایی کنترل جوندگان٬ گرگ زا جانوری قابل احترام در بین دوستداران حیات وحش قلمداد نموده است....امروزه میدانیم که گرگ جانوری زیرک٬ هوشیار با مغز پیشرفته و تکامل یافته است که نه تنها دشمن ما نیست بلکه از بسیاری جهات گوناگون مستقیم یا غیر مستقیم دوست طبیعت و انسانها به حساب می آید.

